Saturday, November 24th, 2007

هیچی هوا…

 

 

خود را رسیده ای میپنداشت

بر هیچی هوا

آن نردبان پیر

 

Posted by Mani on November 24th, 2007 | Filed in Blog |


10 Responses

  1. November 24th, 2007 at 7:09 am

    بهروز said:

    هایکوی زیبایی است.

  2. November 24th, 2007 at 9:21 am

    فريبا said:

    در ايران
    زندگي نرئبانيست
    كه از اولين پله
    اعتماد تو را سست مي كند

  3. November 24th, 2007 at 2:09 pm

    شیرین said:

    عکس محشری بود
    اما این خیلی خوبه که لااقل نردبان می پنداشت که رسیده …
    من هیچی هوا را دوست دارم …

    ممنون .
    عکس های پست پیشین هم جالب بود
    اما زیبایی نداشت !
    باز هم ممنون .

  4. November 24th, 2007 at 2:26 pm

    الهه said:

    جدا به آسمون که نگاه میکنم کم میارم، نمیدونم این عکس رو خودت انداختی یا سرچش کردی به هر حال بی نظیره…

  5. November 24th, 2007 at 8:37 pm

    Anonymous said:

    از تصوير بسي لذت برديم
    اميد كه پيري مان اين گونه نباشد … .
    و ديگه اينكه چه بي خبر!

  6. November 24th, 2007 at 8:43 pm

    hamayesh said:

    براي شركت در همايش نياز به ايميل نيست شما ميتونيد در همايش ما شركت كنيد

  7. November 24th, 2007 at 11:43 pm

    hadi said:

    سلام….جالب بود…مخصوصا اون قسمت هیچی هوا….. یاد شعر فریدون مشیری افتادم….:
    هیچ و باد است جهان
    گفتی و باور کردی
    کاش یک روز به اندازه ” هیچ”
    غم بیهوده نمی خوردی
    کاش یک لحظه به سرمستی “باد”
    شاد و آزاد به سر می بردی!

  8. November 27th, 2007 at 9:32 am

    farzad said:

    سلام
    ممنون از لطفتون

    بر دوش درخت سر به هوا
    دست گذاشته نردبان :
    ببین ، عاقبتت ، منم

  9. January 20th, 2008 at 10:38 am

    شهرام said:

    بالا می کشد از نردبان
    آرام و بی هراس
    درخت پبر بلند

  10. February 6th, 2008 at 7:03 pm

    درنا said:

    درست می پنداشت… چیز کمی نیست از زمین به آسمان رسیدن …. // سلام… ممنونم از حضورتون توی وبلاگم…. سایت وزین و عمیقی دارید… و عکس… چیزی که من خیلی بهش علاقه دارم… موفق باشید…



Please leave a Comment