د لم کبا بِ لبها ی سما قت
محکومم به خوشبختی
در انفرادی آغو شت
تا ابد
تا س های همیشه ششم در برا بر آس های همیشه دلت
چه قما ریست زندگی
خرا ب میکند پلها ی پشت سرم را
انفجار بغض هایت
نگاهت آینده ای نیامده
آغوشت ماضی بعید
لبا نت یک حا ل سا ده
مفهوم ژرف واژه وطن است
آغوشت
بی تا ب بوسیدن پا ی توست
د ر یا
کبود لبهایت ، از اعتیاد شدید ت میگویند
به لب های من
جها نم به خواب می رود
وقتی که مینوازیم
با تک نت ششم