روزم را از لبان تو آغاز می کنم
معتادم بر این روزمرگی ها
کویر لبهایم طراوات لبهایت را به انتظارست
بارانم شو
عشق بدون شرط , رهایی از توهم مالکیت است
…آنچه نتواند بر شیار لبان برقصد ، ژرفای جان را می سوزاند
کریستیان بوبن
آهنگ تند زندگی برای رقصیدن است نه دویدن

خیلی پیر . خیلی جوان

سیاه و سفید
خود را رسیده ای میپنداشت
بر هیچی هوا
آن نردبان پیر

افتاده مست
در تلاقی زمان و مکان
محدود در نهایت بودن

اندام وهمی نور